گلبرگ...

🖇


می آید...

نمی آید...

نمی آید...!

و باز همان بازی همیشگی ...

گل ها یکی یکی پر پر میشوند ،

و گلبرگ‌ آخر به نیامدن تو ختم میشود!

شبنمِ روی گلها نشانه ی اشکهایم است،

تا راهی بسازد برای رسیدنت،

و...

شاید هق هق من،شعر ناگفته ای شود برای 

هوای سرد چشمهایت

می دانی؟

گلبرگ ها ناشی بودند 

وگرنه تو از اول هم دوستم نداشتی!



🖌 #شیما_مستوری‌



/ 2 نظر / 46 بازدید