خودت را بردارو برو...

خودت را بردار و برو

یک جای خلوت

روی یک نیمکت چوبی،

یا نه روی تنه ی درختی افتاده لب جوی،

بنشین.


چشمانت را ببند،

حافظه ات را زیر و رو کن،

ببین با خودت چه کرده ای؟

ببین اصلا خودت را یادت هست؟

می دانی کجای زندگی قرار داری؟

هنوز هم برای برآورده شدن آرزوهایت


آرزو می کنی؟

اصلا احساسی برایت مانده؟

هنوز هم با کوچکترین تلنگری

اشکت سرازیر می شود؟

هنوز هم دلت برای رنج دیده ای

به درد می آید؟


یا نه ...

سنگ شده ای،

بی احساسی،

اشکی نداری،

آرزو نمی کنی،

خندیدن را یادت نیست،

با خودت فکر کن.

کجای زندگی را اشتباه 

و کدام مسیر را بیراهه رفته ای.


برای ارزش های وجودی خودت 

چقدر ارزش قائل شده ای.

با هر کس به اندازه ی فهم ودرکش 

رفتار کرده ای؟

مگر نمی دانی؟

بعضی ها را نباید بی دلیل بزرگ کرد.

بعضی ها لیاقت مهربانی را ندارند.

آخر محبت یک طرفه خطاست.

شخصیت و غرورت را به بازی خواهد گرفت.


اگر برای خودت ارزش قائل نشوی

دیگران تو را لگدمال خواهند کرد

آری ...!

حافظه ات را زیرورو کن.


اگر راه را اشتباه رفته ای، برگرد.

از اول شروع کن،

به آنان که باید بها بده،

و آنان که نباید را حذف کن.

هیچ کس دلش به حال تو نمی سوزد


جز خودت

به خاطر خوشایند دیگران 

آرزوهایت را 

سرکوب نکن.



🍁♥️👌🏻♥️🍁



#اعظم_باقری


/ 0 نظر / 45 بازدید